عسل طبیعی

عسل طبیعی مسعوداز آویشن مریم گلی بادام کوهی خار شتر اکالیپتوس زیره سیاه  گرفته شده است

شوالیه‌های معبد

شوالیه‌های معبد یا تاریخچه مختصر فراماسونری 1  
آمده است که برای حضرت سلیمان خدابیامرز، جدای حق حکومت و سلطنت، یک سری امکانات به صورت اشانتیون در نظر گرفته شده بود. این امکانات و قدرت‌ها تا حد زیادی دست حضرتشان را باز می‌کرد تا بادها را در اختیار خود قرار داده بگوید نسیمی ملایم باشند یا توفانی سهمگین. با حیوانات بتوانند دیالوگ برقرار کنند و با گفتگوی دو جانبه باب ارتباط تمدن انسانی و حیوانی را بگشایند. از ایرادهای هر دوازده تا قوم بنی اسرائیل سربلند و فاتح بیرون بیاید. و از همه مهمتر افسار اختیار مخلوقات جنّ را در دست بگیرد.
خلع سلاح جنیان
حضرت سلیمان همان ابتدا برای کشیدن شاسی جنیان با یک بازرسی کامل کلیه امکانات و لوازم سحر و جادو و جمبل را کشف و ضبط نمود. از آنجا که اجنه برای شیطنت و نافرمانی کاملا خلع سلاح شده بودند، هیچ رقمه جرات سرپیچی نداشتند. سلیمان نبی آنها را به کارگری در شهرها وامی‌داشت. امر می‌کرد شهرها را آباد کنند. در بیت‌المقدس پایتخت حکومت، قلعه‌ها و معابد بسازند. گرانبهاترین جواهرات آرمیده در دل کوه‌ها و عمق دریاها را دو دستی تقدیم کنند.
دیدار با ملک‌الموت
این ماجرا بود تا وقتی که حضرت‌شان دیداری با حضرت ملک‌الموت در برجک مراقبت بر کار عمله‌ جن حاصل می‌کند. سلیمان که اول چهره‌ قابض‌الارواح را به‌جا نمی‌آورد مقداری توپ و تشر می‌زند که چرا آمده‌ای اینجا و برو سر فرغون را بگیر و چه و چه ولی با آشنایی دادن و گرفتن قبض انتقال به دنیای آخرت گوشی دستش می‌آید و همانگونه سرپا تکیه داده به عصای چوبی روحش پر می‌زند و دنیا را با مافیها ترک می‌کند. جالب است جنیان از همه جا بی‌خبر تحت تاثیر جذبه‌ پیامبر مرحوم‌شده به شدت کار می‌کردند و آجر بالا می‌انداختند تا اینکه به اذن خدا عصای چوبی سلیمان وعده‌ غذایی اشتهاآور قبیله‌ای از موریانه‌‌ها می‌شود و رحلت مهندس ناظر طرح برای خلایق آشکار می‌گردد. فوت حضرت سلیمان همان و ترک محل خدمت از جانب جنیان مسخر شده همان.
صندوق بی‌صاحب
می‌گویند جناب سلیمان هرآنچه از سحر و جادو ابزارآلات جن‌گیری کشف وضبط نموده بود را جملگی بقچه‌پیچ فرموده در صندوقی چفت و بست‌دار زیر تخت خود دفن می‌کند و بعد از فوت‌شان این گنجینه ‌ماند و تنها خاصانی از کاهنان یهود می‌توانستند به این صندوق دسترسی داشته باشند. از بی‌رحمی این روزگار غدار اینکه کاهنان بی‌معرفت یهود مدتی بعد برای حضرتش که پیامبر برگزیده‌ی بعد از پدرش داود علیه‌السلام بود حرف درآوردند که "اصلا سلیمان کجا پیامبر الهی بود؟! پادشاهی بود که جادوگری می‌دانست و قدرتش از همین‌ محتویات جادو جمبل این صندوق تامین می‌شد."
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ساعت 13:32  توسط محمد رضا مسعود  |