عجائبى از آفرينش زنبور عسل و اوحى ربك الى النحل ان اتخذى من الجبال ببوتا و من الشجر و مما يعرشون ثم كلى من كل الثمرات فاسلكى سبل ربك ذللا يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفاء للناس ان فى ذلك لاية لقوم يتفكرون . (75)(و خداوند به زنبور عسل وحى فرستاد كه در دل كوهها خانه بسازد و بر روى درختان و جاهاى بلند جاى بگيرد. سپس امر فرمود به زنبورها كه از ميوه ها و گلها استفاده كنيد و از راههاى پروردگار خود كه مسخر شما است بهره گيريد تا از شكم زنبورها شرابى رنگارنگ بيرون آيد كه شفاى دردهاى مردم است و در آن نشانى از قدرت خداوند براى قومى كه انديشه و تفكر كنند وجود دارد.)
و همچون زنبور عسل امر فرمانده را اطاعت كرد خداوند در لعاب او شفا قرار داد همچنان كه مؤ من چون امر خدا را اطاعت كرده و راز را پوشيد، خداوند هم ديدن او را و هم نشينى با وى را شفا براى هر كس قرار داده چرا كه هر كس مؤ من را نظر كند عبرت مى گيرد و به خود مى آيد و هر كس سخن او را بشنود پند گيرد و هر كس با او نشيند سعادت يابد. زنبور عسل جاندارى است كه نه احكام شرع بر او روان است و نه مشمول خطاب و تكليف است و نه آراسته عقل و تميز ليكن از روى الهام به او فرمانى مى رسد، مطيع و منقاد فرمان است . چون طاعت دارد فرمان بردارد و فروتن وار پيش آمده و خداوند لعاب او را شفاى مردم قرار داده است .
بنده مؤ من را در اين آيت اشارتى و بشارتى است ، اشارتى پيدا و بشارتى به سزا، كه چون مؤ من از فرمان حق پيش چشم خويش داشته و باطن را از ملاحظات ديگران پاك كرده ، خداوند چنين بنده را سبب نجات و سعادت خلق گرداند و ديدار وى شفاء دردمندان و سخن او پند مؤ منان و مجالست او زيادت درجه عابدان دانست .
(76)زندگى زيبا و مهيج زنبور عسل از عسلش شيرين تر است . تعاون و زندگى دسته جمعى زنبور عسل كه برگرفته از الهامات است تعجب همه متفكران عالم را به خود جلب نموده است . هر كندويى هزاران زنبور از انواع مختلف در خود جاى داده است . بخشى از زنبورها كارگرند و شغلشان اين است كه كيلومترها راه را در شبانه روزى طى مى كنند حتى آمار نشان مى دهد كه در شب پرواز بيشترى دارند و بر روى گلهاى و گياهان متنوع مى نشينند و از شيره جان گياهان مى مكند و در داخل شكم توسط اعضاى گوارشى خود تبديل به عسل مى سازند و سپس در داخل كندوها از طريق دهانشان عسل را در طبقات چيده شده به شكل شش ضلعى قرار مى دهند. خستگى براى اين موجود بى معنا است و آنچه كه برايش مهم است انجام وظيفه است كه طبق فرمان خداوند كريم بايد عمل نمايد و دست از پا خطا نخواهد كرد. بخشش از زنبورها به عنوان مادر و ملكه عمل مى كنند كه وظيفه تخم ريزى را به عهده دارند تا زنبورهاى جديد پيدا شده و باعث رونق اقتصادى جامعه گردد. قسمتى از زنبورها شغل نگهبانى از كندو را دارند كه هيچ غريبه اى نمى تواند وارد كندو شود و قبل از ورود در كندو آنان را شناسايى كرده و درجا با سلاح گرم خود آنان را نابود مى سازند. و اگر داخل كندو و اين درگيرى رخ دهد زنبور مرده را به بيرون كند و انتقال مى دهند تا تعفن آن بقيه را اذيت نكند. در تاريخ دانشين زندگى زنبور آمده است كه اين موجود كوچك در ظاهر كه دنيايى را در خود جاى داده است با پيام رسانى همانند بى سيم ، مخابره خبر مى كند. يكى از زنبور داران مى گفت : يك روز تصميم گرفتم كاسه عسلى را با يك عدد زنبور عسل از كندوهاى شخصى خودم را در يك فاصله دور قرار دهم لذا كيلومترها دور شدم . سپس كاسه عسل را پايين گذاشتم و زنبور عسل را در كنار آن رها كردم اين حيوان بر روى عسل نشست و چند بار دور زد و سپس پشت به آفتاب به سوى كندوها نشست و شروع به حركات خاصى نمود كه پس از چند دقيقه زنبورهاى زيادى را مشاهده كردم كه همه از كندوهاى شخصى خودم بودند و آنها با خوردن عسل به كندوها برگشتند و آنقدر رفت و آمد كردند تا عسل به اتمام رسيد. من از آنجا متوجه شدم كه زنبورها مى توانند پيام خود را از راه دور به دوستانشان ابلاغ كنند و اين بسيار امر مهمى است كه در اين موجودات به ظاهر ريز مشاهده مى شود.
زنبور عسل به وظايف خود بسيار آشنا مى باشد به طورى كه تا جايى كه امكان دارد از عسلى كه خود تهيه نموده استفاده نمى كند و سعى مى كند از گياهان بهره بگيرد مگر آنكه در محاصره اقتصادى سختى قرار بگيرد و به علت نبودن شهد و شيرينى گياهان از عسل خود استفاده كند تا رفع اضطرار شود. و يا زنبور داران در چنين موقعيتى از شكر براى تغذيه زنبورها استفاده مى كنند.
نكاتى چند پيرامون زنبور عسل
1- زنبور عسل از ماده اى قندى مخصوصى كه بن و بيخ گلها است استفاده مى كند.
ولى زنبور شناسان مى گويند: احيانا از تخمدان گلها و دمبرگها و ميوه ها نيز استفاده مى كنند لذا قرآن مى فرمايد: (من كل الثمرات )
يعنى از همه ميوه ها استفاده كنند. جمله عجيبى كه از موريس مترلينگ دانشمند زيست شناس نقل شده اهميت اين تعبير قرآن را آشكار مى كند. او مى گويد همين امروز اگر زنبور عسل اعم از وحشى و اهلى از بين بروند يكصد هزار نوع از گياهان و گلها و ميوه هاى ما از بين خواهند رفت و از كجا اصولا تمدن ما از بين نرود.
(77)مراد او اين است كه زنبورهاى عسل در جابجا كردن گرده هاى نر و بارور كردن گياهان ماده و به دنبال آن پرورش ميوه ها بسيار سهم عظيمى دارند، كه بعضى از دانشمندان اين عمل آنها را از عسل سازى آنها مهمتر مى دانند.
2- راههاى مطمئن و رام : قرآن مى گويد خداوند به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد كه فاسلكى سبل ربك در جاده هاى پرودگارت كه رام و تسليم تو است گام بردار. زنبور شناسان با مطالعات دريافته اند كه صبحگاهان زنبورهايى كه ماءمور شناسايى گلها هستند از كندو خارج شده و مناطق پر گل را كشف و شناسايى مى كنند و به كندو باز مى گردند و حتى سمت و جهت و فاصله محل را دقيقا به ديگران اطلاع مى دهند زنبورها براى گمراه نشدن ، مناطق را با پراكندن بوهاى مختلف نشانه گذارى مى كنند به طورى كه امكان سرگردانى نيست و احتمالا آيه اشاره به اين مطلب دارد.
3- عسل در كجاى زنبور ساخته مى شود؟ شايد هنوز بسيارى فكر كنند زنبور عسل ، شيره گلها را مكيده و در دهان خود جمع و دركند و ذخيره مى كند در حالى كه چنين نيست بلكه شيره گل را به بعضى از حفره هاى درون خود كه زنبور شناسان آنرا چينه دان مى گويند مى فرستد و در آنجا كه حكم يك كارخانه كوچك مواد شيميايى را دارد تغيير و تحولهاى مختلفى پيدا كرده و شهد گلها را به عسل تبديل نموده و مجددا زنبور، آن عسل را از دستگاه گوارش خود به وسيله دهانش خارج مى كند. عجيب اينكه سوره نحل در مكه نازل شده و در منطقه مكه نه گل و گياهى وجود دارد و نه زنبورهاى عسل ولى قرآن با اين ظرافت از آنها سخن مى گويد
تخرج من بطونها شراب مختلف الوانه . 4- رنگهاى مختلف عسل : رنگ عسل بر حسب آنكه زنبور بر روى چه گل و ثمره اى نشسته متفاوت است به همين جهت در پاره اى از موارد قهوه اى تيره ، گاهى نقره اى سفيد، بى رنگ ، زرد رنگ ، گاه شفاف و زمانى تيره و يا زرد طلايى و گاهى خرمائى مايل به سياه است . اين تنوع ذوقها و سليقه هاى مردم است . زيرا امروزه ثابت شده كه رنگ غذا در تحريك اشتهاى انسان بسيار مؤ ثر است . قديمى ها نيز گويا اين مسئله روانى را درك كرده بودند كه به غذاهاى خود زعفران ، زرد چوبه و مواد رنگى ديگر مى زدند تا از طرق بصرى نيز ميهمانها را بر سر اشتها در آورند. در كتب غذاشناسى هم بر اين مطلب تاءكيد شده است .
5- عسل ماده اى شفا بخش است : مى دانيم بسيارى از داروهاى اساسى در گياهان نهفته است كه بسيارى از آنها هنوز براى بشر ناشناخته است . دانشمندان مى گويند: زنبور عسل چنان دقتى در مكيدن شيره گياهان دارد كه مواد داروئى در آنها را نيز جذب كرده و بطور زنده در عسل حفظ مى كند.
دانشمندان براى عسل خواص بسيار زيادى گفته اند كه هم جنبه درمانى و هم پيشگيرى و نيرو بخشى دارد و براى نمونه به آنها اشاره مى كنيم :
1- عسل زود جذب خون شده و به همين جهت نيرو بخش و در خون سازى مؤ ثر است
2- عسل ايجاد عفونت در معده و روده جلوگيرى مى كند.
3- عسل بر طرف كننده يبوست است .
4- عسل براى افرادى كه دير به خواب مى روند مؤ ثر است و البته زيادى آن خواب را كم مى كند.
5- عسل براى رفع خستگى و فشردگى عضلات مؤ ثر است .
6- عسل اگر به زنان بار دار داده شود شبكه عصبى فرزند آنها قوى خواهد شد.
7- عسل ميزان كلسيم خون را بالا مى برد.
8- عسل براى كسانى كه دستگاه گوارشى آنها ضعيف است مؤ ثر است خصوصا اگر به نفخ شكم مبتلا باشد.
9- عسل به علت سرعت جذب آن ، انرژى زا و ترميم قوا مى كند.
10- عسل در تقويت قلب مؤ ثر است .
11- عسل براى درمان بيماريهاى ريوى كمك كننده خوبى است .
12- عسل بخاطر خاصيت ميكروب كشى اش براى مبتلايان به اسهال مفيد است .
13- عسل در درمان زخم معده و اثنى عشر عامل مؤ ثرى شمرده شده است .
14- عسل به عنوان معالج رماتيسم ، عضلات و ناراحتيهاى عصبى شناخته شده است .
15- عسل در رفع سرفه و صاف شدن صدا در حنجره انسان مفيد است . علاوه بر اين خواص متعدد و متنوع براى ساختن داروهاى لطافت پوست و زيبايى صورت ، طول عمر، ورم دهان و زبان ، ورم چشم ، خستگى و ترك خوردگى پوست و استخوان و مانند آن استفاده مى شود.
مواد و ويتامينها موجود در عسل بسيار است از جمله مواد معدنى : آهن ، فسفر، پتاسيم ، يد، منيزيم ، سرب ، مس ، سولفور، نيكل ، روى و سديم را براى نمونه نام برد. از مواد آلى نيز مى توان صمغ ، پولن ، اسيد لاكتيك ، اسيد فورميك ، اسيد سيتريك ، اسيد تاتاريك و روغنهاى معطر و از ويتامينها مى توان ويتامينهاى ششگانه (آ- ب - ث - د- كا - ا) را نام برد و بعضى ويتامين پ و ب را هم نام مى برند.
خلاصه اينكه عسل در خدمت درمان و بهداشت و زيبائى انسانها است . از پيامبر اسلام عليه السلام نقل شده است كه اگر هر ماه يكبار عسل خورده شود و شفائى را كه قرآن از آن ياد كرده بطلبد خداوند او را از 77 نوع بيمارى شفا مى بخشد.
(78)6- تلاش زنبور عسل براى انسانها است (للناس ):
از نكات جالبى كه زنبور شناسان ذكر مى كنند اين است كه زنبور عسل براى رفع گرسنگى خود نياز به دو يا سه گل دارد تا از آنها تغذيه كند در حالى كه در هر ساعت بطور متوسط روى دويست و پنجاه گل نشسته و كيلومترها راه مى پيمايد و اين همه فعاليت در واقع در راه زندگى انسانها و براى آسايش و سلامتى آنان است .
7- فساد نشدن عسل : عسل از غذاهائى است كه هرگز فاسد نمى شود و حتى ويتامينهاى آن هم به مرور زمان از دست نمى روند. دانشمندان علت اين امر را وجود پتاسيم در عسل مى دانند كه موانع رشد ميكروب مى شود به علاوه داراى مقدارى مواد ضد عفونى كنند اسيد فورميك است و لذا مصريان قديم از اين خاصيت استفاده كرده و مردگان خود را موميائى مى كردند تا بدنشان فاسد نشود. وقتى قبر فراعنه مصر را پس از 23 قرن شكافتند، عسل دست نخورده و سالم در كنارشان وجود داشت .
8- نيش زنبور عسل خاصيت درمانى دارد: دانشمندان پى برده اند كه نيش زنبور عسل براى بيماريهائى مانند رماتيسم ، مالاريا، درد اعصاب و بعضى ديگر از امراض مؤ ثر است البته نيش زدن زنبور به عنوان خودكشى زنبور محسوب مى شود و با نيش زدن مى ميرد. قابل توجه است كه گزش يك يا چند زنبور معمولا قابل تحمل است ولى گزش دويست تا سيصد عدد زنبور باعث فلج شدن دستگاه تنفسى و احتمالا مرگ است .
(79)با توجه به خواص متعدد غذائى و دارويى كه در زنبور عسل و عسل آن نهفته است كمتر موجودى بين موجودات عالم يافت مى شود كه اين همه اثرات مفيد و خواص متعدد در خود جاى داده باشد. همه زحمات زنبور عسل براى آن است كه بر روى سفره غذاى انسان ، غذائى مقوى و خوش طعم و خوش رنگ وجود داشته باشد كه با بهره ورى از آن و خواص دارويى آن لحظه اى به خود آيد و به شكرانه اين نعمت عظماى الهى بر سر سفره تفكر و انديشه بنشيند و خداى منان را سپاس گويد و موجب شناخت بيشتر انسان نسبت به خالق چنين موجود عجيبى گردد.
مقايسه زنبور عسل با مردم با ايمان
كار مؤ من از چند جهت مانند كار زنبور عسل است
1- زنبور عسل از كثافتها و پليديها دورى مى كند. چون خداوند به زنبور وحى فرستاد كه در جاهاى بلند خانه و عسل بسازد و آدم با ايمان هم از گناه و نافرمانى و سرپيچى از احكام خدا پرهيز دارد.
2- همه پرندگان چون شب در رسد به لانه هاى خود روند جز زنبور عسل كه در شب براى گرفتن شيره گلها بيش از روز پرواز مى كند و همين گونه مردم چون شب فرا رسد همگى در بستر راحت مى نمايند. ليكن مرد با ايمان بر پا خاسته و در حضور خداى خويش به عبادت مى پردازد و درد دل خود را با خدا در ميان مى نهد.
3- زنبور عسل ، سر خود و از روى هوى و هوس كار نمى كند بلكه به فرمان خالق خويش انجام وظيفه مى كند همين گونه مرد مؤ من هم به ميل خود و به هواى نفس عمل نمى كند بلكه فرمان حق را اطاعت مى نمايد.
4- زنبور عسل از انواع پرندگان بيم دارد ليكن خود، آزارى به كسى نمى رساند.
و مرد مؤ من هم آزار مردم را تحمل مى كند ولى به كسى آزارى نمى رساند.
5- زنبور عسل خاتمه اعمال خود را بر رفتن در كندو وبستن درب انجام مى دهد همين گونه مرد مؤ من ، لذت شيرينى عبادت را نمى يابد جز وقتى كه در تنهائى و خلوت غير از خداوند كسى او را نمى بيند.
يكى از عارفان مشهور مى گويد. راهبى را ديدم كه در ديرى نشسته بود. كسى از او پرسيد روزگارت چون است ؟ گفت گفت روزگارت چون است ؟ گفت روزگارم در نماز مى گذرد كه نماز سبب سعادت و پيرايه شهادت به مظنه مشاهدت است . عارف پرسيد آرزوى تو در دنيا تا كجا است و چند است ؟ راهب گفت : هرگز گامى برنداشته و نگذاشته ام مگر اينكه پيوسته مرگ را ميان دو گام مى بينم !آنگاه گفت اى مرد تو هم حال خود را با من بگوى . او گفت : من آن قدر سر بر خاك نهم و سجده كنم و همى گويم تا از آب چشم من گياه از زمين سبز شود!راهب گفت : اگر بخندى و به گناهان خود اقرار كنى ، بهتر است تا گريه كنى و به عمل خود بنازى چون اين حالت خود بينى و خود پسندى است . پس اى جوانمرد بدان كه خنده و شادى و اعتراف به گناه از گريه و زارى كه آن را نزد خداوند عملى پندارى و سزاوار پاداشى باشى به مراتب بهتر و بالاتر است ! آنگاه او را پند داد و گفت : خداوند را بپرهيز و زهد و تقوى پيشه كن و با مردم دنيا رقابت و چشم هم چشمى مكن و مانند زنبور عسل باش كه اگر مى خورى پاك و پاكيزه بخور و اگر مى نهى پاكيزه بخور و اگر مى نهى پاكيزه و مفيدنه و اگر بر شاخ گلى يا درختى نشينى آن را نشكن . خداوند چند چيز عزيز و گران را در چند چيز حقير و كوچك قرار داده است : چون سنت خداوند است كه هر چه عزيز و شريف تر است در كم بهاتر و حقيرتر قرار دهد. چنان كه عسل با حلاوت را در زنبور نحيف و ابريشم را در كرمكى ضعيف و مرواريد را در صدفى وحشى و مشك را در ناف آهوى دشتى پديد آورده است . خداوند در آيات مربوط به زنبور عسل از روى اشارت مى فرمايد: اى محمد ما آن روز كه امت تو را ستوديم و كنتم خير امة گفتيم آن در از عمران بسيار طاعت راهم مى ديديم .
آن روز كه زنبور ضعيف را عسل داديم بازوان توانا هم مى ديديم . آن روز كه كرمك را ابريشم داديم آن مارهاى با اهميت را هم مى ديديم . آن روز كه آهوى دشتى را مشك داديم آن شيران با صولت را هم مى ديديم . آن روز كه بلبلان را آواز خوش داديم ، طاووسان زيبا را هم مى ديديم و آن روز كه اين مشتى خاك يعنى امت تو را ثنا گفتيم ، فرشتگان صف زده را در راه خدمت هم مى ديديم .
زان پيش كه خواستى منت خواسته ام
|
عالم ز براى تو بياراسته ام
|
در شهر مرا هزار عاشق بشيند
|
تو شاد بزى كه من تو را خواسته ام (80)
|
از عجائب ديگر زنبور عسل
در مؤ سسه حشره شناسى واشنگتن آمريكا حدود 000/20 نوع كتاب پيرامون زندگى زنبور عسل و مورچه وجود دارد.
زنبور عسل براى طول عمر خود 135 گرم عسل تهيه مى كند و براى 400 گرم عسل بايد 000/80 بار از كندو خارج شود كه با اين مقدار رفت و آمد مى تواند محيط كره زمين را دو بار دور بزند.
(81)هر كندو بين 000/30 تا 000/80 جمعيت دارد كه به سه گروه ملكه و نر و كارگر تقسيم مى شوند.
زنبور كارگر كه از ملكه و زنبور نر كوچكتر است دارى 5 چشم مى باشد كه دو چشم در دو طرف سر كه هر يك بيش از 6000 عدسى دارد كه در هر لحظه مى تواند 12000 تصوير را ببيند در حالى كه انسان مى تواند دو تصوير را در يك لحظه ببيند. سه چشم ديگر در سه گوشه اى كه در ميان دو چشم مركب بوجود آمده يعنى روى پيشانى قرار گرفته است مى باشد. زنبور كارگر نه بينى دارد و نه گوش ولى شاخكهاى آن دارد هزارها عضو بسيار كوچك است كه حس بويايى و شنوايى در آن تعبيه شده است .
سراسر اين شاخكها را موهاى بسيار ريز پوشانده كه زنبور در تاريكى به وسيله آنها راه خود را پيدا مى كند.
(82)زنبور عسل چهار نوع سلول و حنجره براى خود مى سازد.
1- حجره هاى سلطنتى كه محل زندگى ملكه است كه سمت پادشاهى دارد.
2- حجره هاى بزرگتر براى پرورش جنس نر و انبار آذوقه است .
3- حنجره و خانه هاى كوچك كه محل پرورش تخمها و نوزادان است كه حدود هشت دهم شانه هاى كندو را تشكيل مى دهند. خانه هاى كند و شش ضلعى است كه محكمترين شكل هندسى است . قطر حنجره هاى كندو 11 ميلى متر است كه زنبور مى تواند از داخل آن عبور كند و حداكثر قطر حجره ها 22 ميلى متر است .
(83)ملكه براى باور شدن ، همه زنبورهاى نر را به سوى خود مى كشد و با پرواز كردن ملكه ، همه زنبورهاى نر كند و به همراه او پرواز مى كنند. زنبورهاى نر در يك مسابقه سنگين در فضا شركت مى كنند، كه در اين مسابقه فقط يك زنبور نر به عنوان برنده مسابقه معرفى مى شود كه اين زنبور پيروز، موفق به ازدواج با ملكه مى شود و ملكه باور شده به كندو بر مى گردد و آن زنبور نر پس از عروسى در فضا مى ميرد و بقيه زنبورهاى نر به كندو بر مى گردند و تا جايى كه غذا هست استفاده مى كنند و زنبورهاى كارگر اگر ببينند غذاى كندو كم شده زنبورهاى نر را مى كشند، و جسدهاى آنها را به بيرون كند و انتقال مى دهند